معلم کارآمد،کلاس پویا

توسعه حرفه ای معلم، راه درمان سیستم آموزشی کشور

معلم کارآمد،کلاس پویا

توسعه حرفه ای معلم، راه درمان سیستم آموزشی کشور

معلم کارآمد،کلاس پویا
سمت فعلی: کارشناس سنجش و ارزشیابی تحصیلی اداره آموزش و پرورش شهرستان تالش

مـعلـمـان خـوب، خـود نیز شـاگـردانـی متعهدند. در جامعه دانایی محور، سازمان آموزش‌وپرورش در کنار انتقال محتوا به دانش آموزان، خود نیز می‌آموزد و کارگزاران امر آموزش را نیز توسعه می‌بخشد. توسعه حرفه‌ای جایگاه معلمی، تنها راه درمان سیستم آموزشی کشور است. معلمان خلّاق همیشه در کنار آموزش، به پژوهش و یادگیری محتوای جدید می‌پردازند تا تدریس خود را اثربخش سازند. امید است در این وبلاگ، با هدف بهبود فرآیند آموزش و یادگیری، در جهت توسعه حرفه‌ای جایگاه معلمان قدمی برداشته شود.
مدیریت تارنما: امین جوانمرد-تالش
رایانامه: Aminj313@yahoo.com

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

تاییدیه درگاه پرداخت

فروشگاه امین فایل

کیوآرکد وبلاگ


با اسکن این کیوآرکد، می توانید به راحتی به محتوای وبلاگ از طریق تلفن همراه و تبلت دسترسی یابید.
مقام معظم رهبری

شما معلمان و مربیان و نسل جوان هستید که فردا را می‌سازید و استکبار جهانی را مأیوس می‌کنید و نقطهٔ امید روشن را ... در دل مستضعفان عالم زنده نگه می‌دارید.
نشان سال 1401
سرزمین تالش











اسناد مهم سیستم تعلیم و تربیت ایران




آخرین نظرات
  • ۷ تیر ۰۰، ۱۳:۲۳ - دوست
    عالی

داستان آموزنده ی آزادی پروانه ها

 

آزادی پروانه ها بهار بود ، پروانه های قشنگ و رنگارنگ در باغ پرواز می کردند.


 حسام ، پسر کوچولوی قصه ما توی این باغ ، لابه لای گلها می دوید و پروانه ها را دنبال می کرد . هر وقت پروانه زیبایی می دید و خوشش می آمد آرام به طرف او می رفت تا شکارش کند . بعضی از پروانه ها که سریعتر و زرنگتر بودند ، از دستش فرار می کردند، اما بعضی از آنها که نمی توانستند فرار کنند ، به چنگش می افتادند . حسام ، وقتی پروانه ها را می گرفت، آنها را در یک قوطی شیشه ای زندانی می کرد .


 یک روز چند پروانه زیبا گرفته بود و داخل قوطی انداخته بود ، قصد داشت که پروانه ها را خشک کند و لای کتابش بگذارد و به همکلاسی هایش نشان بدهد . پروانه ها ترسیده بودند ، خود را به در و دیوار قوطی شیشه ای می زدند تا شاید راه فراری پیدا کنند . حسام همین طور که قوطی شیشه ای را در دست گرفته بود و به پروانه ها نگاه می کرد خوابش برد . در خواب دید که خودش هم یک پروانه شده است و پسر بچه ای او را به دست گرفته و اذیت می کند . تمام بدنش درد می کرد و هر چه فریاد و التماس می کرد کسی صدایش را نمی شنید . بعد پسر بچه ، حسام را ما بین ورقهای کتابش گذاشت و کتاب را محکم بست و فشار داد . دست و پای حسام که حالا تبدیل به یک پروانه نازک و ظریف شده بود ، ترق ترق صدا می داد و می شکست و حسام هم همین طور پشت سر هم جیغ بلند می کشید . ناگهان از صدای فریاد خودش از خواب پرید و تا متوجه شد که تمام این ها خواب بوده است دست به آسمان بلند کرد و از خدا تشکر کرد .


ناگهان به یاد پروانه هایی افتاد که در داخل قوطی شیشه ای، زندانی شده بودند..! بعد ، قوطی پروانه ها را به باغ برد ، در قوطی را باز کرد و پروانه ها را آزاد کرد . پروانه ها خیلی خوشحال شدند و از قوطی بیرون پریدند و شروع به پرواز کردند .


حسام فریاد زد : پروانه های قشنگ مرا ببخشید که شما را اذیت می کردم. قول می دهم این کار زشت را هرگز تکرار نکنم.

 

منبع:koodakaneh.com

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۴ ، ۱۴:۵۶
امین جوانمرد

داستان حسن کچل

 یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود غیر از خدا هیچکس نبود.
پیرزنی بود که یک پسر کچل داشت به اسم حسن. این حسن کچل  ما که از تنبلی شهره عام و خاص بود از صبح تا شب کنار تنور دراز می کشید و می خورد و می خوابید.
ننه اش دیگه از دستش خسته شده بود با خودش فکر کرد چیکار کنه که پسرش دست از تنبلی برداره و یه تکونی به خودش بده.
تا اینکه فکری به خاطرش رسید بلند شد رفت سر بازار و چند تا سیب سرخ خوشمزه خرید و اومد خونه. یکی از سیب ها رو گذاشت دم تنور یکی رو یه کم دور تر وسط اتاق . سومی رو دم در اتاق چهارمی تو حیاط و …..آخری رو گذاشت پشت در حیاط تو کوچه.
حسن که از خواب پاشد بدجور گرسنه بود تا چشمش رو باز کرد سیب های قرمز خوش آب و رنگ رو دید و دهنش حسابی آب افتاد.
داد زد ننه جون من سیب می خوام.
ننه اش گفت: اگر سیب می خوای باید پاشی خودت برداری. یه تکونی به خودت بده .
حسن کچل دستش رو دراز کرد و اولین سیب رو برداشت و خورد و کلی کیف کرد کمی خودش رو کشید و دومی رو هم برداشت . خلاصه همینطور خودش رو
تا دم در خونه رسوند. ننه پیرزن یواشکی اونو نگاه می کرد و دنبالش می رفت همین که حسن خواست سیب تو کوچه رو برداره فوری دوید و در رو پشت سرش بست.
رنگ از روی حسن پرید و محکم به در زد و گفت : ننه این کارا چیه ؟ در رو باز کن بابا.
اما هر چی التماس و زاری کرد فایده ای نداشت.ننه اش گفت باید بری کار کنی تا کی می خوای تو خونه تنگ بغل من بشینی و بخوری و بخوابی؟؟؟
حسن کچل گفت : خب لااقل یه کم خوردنی به من بده که از گشنگی نمیرم.
ننه اش هم یه تخم مرغ و یه کم آرد و یک کرنا گذاشت تو خورجین و بهش داد.
حسن از ده بیرون رفت و راه صحرا رو در پیش گرفت.رفت و رفت تا چشمش به یک لاک پشت افتاد
اون رو برداشت و گذاشت تو خورجین. کمی که رفت یک پرنده رو دید که لای شاخ و برگ درختی گیر کرده و نمی تونست پرواز کنه. اون رو هم برداشت و گذاشت تو خورجین. 

 

همین موقع بود که هوا ابری شد و حسن نگاهی به آسمان کرد و گفت الانه است که بارون بگیره. آن وقت تمام لباس هاش رو در آورد و گذاشت زیرش و
نشست روش.ناگهان باران تندی گرفت. وقتی باران بند اومد حسن لباس هاش رو برداشت و تنش کرد بدون اینکه خیس شده باشند. خلاصه حسن راه افتاد و یک دفعه چشمش به یک دیو افتاد که جلوش سبز شد. دیو با تعجب به لباس های حسن نگاه کرد و گفت ببینم تو چرا زیر این بارون خیس نشدی؟
حسن کچل گفت: مگه نمی دونی بارون نمی تونه شیطان رو خیس کنه؟
دیو با تعجب گفت: یعنی تو شیطانی؟ اگه راست می گی بیا با هم زور آزمایی کنیم.
حسن گفت: زور آزمایی کنیم.
دیو سنگی از روی زمین برداشت و گفت الان این سنگ رو با فشار دست خرد می کنم. بعد چنان فشاری داد که سنگ خرد و خاکشیر شد.
حسن گفت اینکه چیزی نیست حالا نگاه کن ببین من چکار می کنم. بعد یواشکی آرد رو از خورجینش در آورد و فشار داد و به دیو نشان داد. خدایی دیوه خیلی ترسید. گفت : حالا بیا سنگ پرتاب کنیم ببینیم سنگ کی دورتر می ره. اونوقت یه سنگ برداشت و دورخیز کرد و تا اونجایی که می تونست با قدرت
سنگ رو پرتاب کرد سنگ رفت و تو یک فاصله خیلی دور به زمین افتاد.
حسن گفت: ای بابا این که چیزی نبود حالا منو ببین. دوباره یواشکی پرنده رو از خورجین برداشت و دورخیز کرد و پرنده رو پر داد پرنده هم نامردی نکرد همچین رفت که دیگه به چشم نیومد.

قصه ی حسن کچل,قصه کوددکانه حسن کچل

  قصه ی زیبای حسن کچل


دیوه گفت نه بابا این راست راستی خود شیطونه. دو پا داشت دوپا دیگه قرض کرد و دررفت.
حسن کچل دوباره راه افتاد رفت و رفت تا رسید به یک قلعه بزرگ.
جلو رفت و در زد. ناگهان یک صدای نخراشیده و نتراشیده از اون تو بلند شد که : کیه داره در می زنه؟؟؟
حسن همچین جا خورد، ولی به روی خودش نیاورد و صداش رو کلفت کرد و داد زد: من شیطانم تو کی هستی؟
صدا گفت: من پادشاه دیوها هستم.
حسن گفت: خوب به چنگم افتادی تو آسمونا دنبالت می گشتم رو زمین پیدات کردم.
پادشاه دیوها خیلی ترسید اما جا نزد و گفت: بهتره راهتو بکشی و بری پی کارت من حوصله دردسر ندارم ، می زنم ناکارت می کنم ها.
حسن کچل گفت: اگه راست می گی بیا یه زور آزمایی با هم بکنیم.
پادشاه دیوها گفت: باشه.
بعد شپش خیلی بزرگی از لای در بیرون فرستاد و گفت : ببین این شپش سر منه!!!!
حسن کچل گفت: این که چیزی نیست. اینو ببین.
اونوقت لاک پشت رو از خورجین در آورد و فرستاد تو .پادشاه دیوها دلش هری فرو ریخت و گفت این کیه دیگه بابا. شپشش اینه خودش چیه؟؟
گفت: حالا ببین من با این سنگ چیکار می کنم.آن وقت سنگی رو برداشت و خاکش کرد و فرستاد بیرون .
حسن گفت: همین؟ حالا ببین من چطور از سنگ آب می گیرم.
آن وقت تخم مرغ و له کرد و فرستاد تو .
پادشاه دیوها که دیگه تنش به لرزه افتاده بود شانس آخر رو هم امتحان کرد و گفت: حالا بیا نعره بکشیم ،نعره من اینقدر وحشتناکه که تن همه به لرزه در می آد. اونوقت نه گذاشت و نه برداشت و همچین نعره ای کشید که خدایی نزدیک بود حسن بیچاره زهره ترک بشه.اما باز خودش رو جمع و جور کرد و گفت حالا گوش کن به این می گن نعره وحشتناک نه اون قوقولی قوقول تو ..بعد کرنا رو در آورد و همچین توش دمید که نزدیک بود خودش غش کنه.
پادشاه دیوها هم که دیگه داشت جون از تنش در می رفت فرار رو بر قرار ترجیح داد و حالا نرو کی برو . رفت و تا عمر داشت دیگه پشت سرش هم نگاه نکرد.
حالا بشنو ازحسن کچل که وارد قلعه شد و چشمش به قصر و جاه و جلالی افتاد که نگو ونپرس.
باغی بود و وسط باغ قصری بود و توی اتاقهای قصر پر بود از طلا و جواهر تازه کلی هم خوراکی های خوشمزه باب دل حسن کچل ما که دیگه واسه خودش حسن خانی شده بود. خلاصه حسن کچل چند روزی خورد و خوابید و بعد پاشد رفت دست ننه اش رو گرفت و با خودش آورد که بیا و ببین پسر دست گلت چه دم و دستگاهی به هم زده. ننه هم که دید پسرش به نان و نوایی رسیده آستین ها رو بالا زد و پسره رو زودی زن داد و همگی سالیان سال در کنار هم خوش و خوب و خرم زندگی کردند. رسیدیم به آخر قصه .قصه ما به سر رسید کلاغه به خونه اش نرسید.

 

منبع:ninisite.com   

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۴ ، ۱۴:۵۴
امین جوانمرد

با نام و یاد خداوند متعال و عرض سلام و ادب خدمت شما یاران همیشگی. امیدوارم طاعات و عبادات شما عزیزان مورد قبول درگاه حق تعالی قرار گرفته باشد .

پس از طی کردن فعالیت چند سال و اندی در سایت رزبلاگ که در قالب وبلاگ با دامنه اختصاصی Aminj.ir در خدمت شما بزرگواران بودم،در این سال بایستی رنگ و روغنی بر سایت میزدم و طرحی نو برون می دادم تا شاید مورد پذیرش عزیزان باشد . از این رو تصمیم بر این شد تا وب سایت جدید Aminj.ir را با قالب و سیستم جدید و امکانات بالا که در شأن شما عزیزان باشد طراحی شده و تقدیم حضورتان گردد. ادعای دانایی کردن عین نادانی ست ولی همانطور که عزیزان می دانند،کمی در خصوص طراحی وب تخصص دارم و این موهبت را از خدا می دانم .

این شد که طراحی و کدنویسی جدید این وب سایت را از اواخر خرداد شروع کرده و این روز ها کم کم به نتیجه ی کار نزدیک می شویم. امکانات و مطالب زیادی به مرور به سایت افزوده خواهد شد و امکان ارسال مطالب توسط کاربران مهیا می شود .

از همه شما عزیزان خواستارم نظرات،پیشنهادات،عقاید و انتقادات خود در خصوص طراحی جدید سایت ما برایمان ارسال کنید تا کاستی ها رفع شده و مسیر برای ادامه ی هر چه بهتر هموار گردد.

همه شما عزیزان را به خداوند سبحان میسپارم.

امین جوانمرد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۴ ، ۱۴:۳۴
امین جوانمرد

 دعا و نیایش در پیشگیری و درمان افسردگی موثر است.

 

یک دکترای روانشناسی با بیان اینکه معنویت و دین در مواجهه با حوادث تلخ و غیرقابل پیش بینی زندگی به انسان کمک قابل توجهی می کنند گفت: اعتقاد به معنویت و بودن در میان افرادی که به قدرت برتر اعتقاد دارند، موجب بهبود روابط اجتماعی می شود.


دکتر شعاع کاظمی با اشاره به اینکه دعا و نیایش در پیشگیری و درمان افسردگی موثر است گفت: افسردگی، امروزه شایع‌ترین اختلال روانی است که در همه جوامع و همه گروه‌های سنی دیده می‌شود. این اختلال بر جنبه‌های گوناگون زندگی مردم تأثیر می‌گذارد. بی‌اشتهایی، احساس خستگی، غمگینی، ناامیدی و احساس درماندگی، از نشانه‌های مهم افسردگی است.
وی با تاکید بر اینکه عواملی که می‌تواند در پیدایش یا تشدید افسردگی مؤثر باشد، فراوان است گفت: روان‌شناسان در تحقیقات خود به تأثیر یک یا چند عامل از عوامل ژنتیکی، فیزیولوژیکی، اجتماعی، عاطفی و شناختی در افسردگی اشاره کرده‌اند. یکی ازعوامل موثر در درمان افسردگی دعا و نیایش است.

 

ایشان یادآور شد: در منابع اسلامی، علت عمده افسردگی، نگرش‌های نامعقول، افراط و تفریط در خواسته‌ها، تأثیر گناه، کم­رنگ شدن معنویت در زندگی و نبودن غنای روحی است.

 

وی اضافه کرد: کسی که خدا را فراموش می‌کند، خود را نیز از یاد می‌برد. این موضوع زمینه را برای انواع اختلالات روانی فراهم می‌کند. دور شدن از مذهب، قطع رابطه با خدا و داشتن افکار و اندیشه‌های غلط، می‌تواند سبب ایجاد و تشدید اختلالات روانی و افسردگی در فرد شود.

 

دعا و درمان افسردگی

 

وی گفت: برای پیشگیری و درمان افسردگی، بزرگان دین، بر نگرش صحیح افراد از خود، هستی، خدا، زندگی و سنت‌های حاکم بر آن تأکید کرده و آموزش‌های لازم را داده‌اند. در احادیث گوناگون، این نکته یادآور شده است که شناخت واقع‌بینانه، منطقی و درست، افسردگی را می‌زداید.

 

شعاع کاظمی تاکید کرد: از آنجا که دعا و نیایش، نیز برخاسته از باورهای ویژه‌ای است که می‌تواند به پیشگیری و درمان افسردگی کمک کند. دانستن معنا و هدف زندگی، احساس تعلق داشتن به منبع والا و امیدواری به یاری خداوند در شرایط سخت زندگی، همگی از جمله باورهایی هستند که افراد مذهبی با بهره‌مندی از آنها می‌توانند از دچار شدن به افسردگی پیشگیری کنند. 

 

دعا ونیایش برای درمان افسردگی,درمان افسردگی با دعا,دعا و نیایش

درمان افسردگی با دعا و نیایش


وی افزود: در روایات، افسردگی را به «غم» تعبیر کرده و البته یادآور شده‌اند که از دعا برای درمان افسردگی استفاده کنید.

 

شعاع کاظمی خاطرنشان کرد: دعا و تمرین های معنوی منظم، موجب بهبود و ارتقای سلامت عاطفی و باعث ایجاد اهداف بزرگ می شود. ارتباط با قدرت برتر هدف­‌های شما را بزرگ­تر و عالی­تر می کند و به روزها و لحظه های زندگی شما معنی می­دهد.

 

وی یادآور شد: اعتقاد به معنویت و بودن در میان افرادی که به قدرت برتر اعتقاد دارند، موجب بهبود روابط اجتماعی و پیشرفت روحی می شود. همچنین معنویت و دعا پیشرفت روح و سلامت روان را به همراه دارد.

 

ایشان در پایان گفت: معنویت و دین در مواجهه با حوادث تلخ و غیر قابل پیش بینی زندگی به انسان کمک قابل توجهی می کنند.

 

منبع:isna.ir

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۴ ، ۱۱:۵۷
امین جوانمرد

روزه علاوه بر آثار فردی، اجتماعی و دنیایی،‌ آثاری اخروی هم به دنبال دارد

 

حضرت رسول‌الله(ص) می‌فرمایند: هنگامی که روز قیامت فرامی‌رسد، روزه‌داران از قبرهای‌شان بیرون می‌آیند در حالی که به خاطر بوی روزه شناخته می‌شوند؛ بوی دهانشان بهتر از مُشک است و با غذاهای لذیذ بهشتی پذیرایی می‌شوند
آثار «روزه» در قیامت برای انسان
مهمترین عمل در ماه مبارک رمضان که در روایات ما به عنوان ماه مهمانی خداوند متعال معرفی شده «روزه» است. روزه علاوه بر آثار فردی، اجتماعی و دنیایی،‌ آثاری را در آخرت می‌تواند به دنبال داشته باشد. آنچه در ادامه می‌خوانید آثار آخرتی روزه است:
 در جلد نهم تفسیر منهج‌الصادقین صفحه 400 آمده است که حضرت محمد(ص) می‌فرماید: یقول‌الله تعالی یا اولیائی طال ما نظرت الیکم فی الدنیا و قد قلصت شفاهکم عن الاشربه و غارت اعینکم و خمصت بطونکم فکونوا فی نعیمکم و کلوا واشربوا هنیئا بما اسلفتم فی الایام الخالیه؛
 خداوند بزرگ در بهشت خطاب به روزه‌داران واقعی می‌فرماید: ای دوستان من در دنیا بسیار شما را دیدم که از شدت تشنگی و گرسنگی لبهایشان به هم چسبیده بود و چشم‌هایتان فرورفته و شکم‌هایتان باریک و لاغر شده بود.
 پس امروز در نعمت‌های بهشت راحت باشید و از غذاها و نوشیدنی‌های آن بخورید و بیاشامید، عوض آن گرسنگی و تشنگی که در دنیا به خاطر روزه کشیدید.
 «امان من الجوع والعطش یوم القیامة»؛
 روزه باعث می‌شود روزه‌دار واقعی از گرسنگی و تشنگی روز قیامت در امان بماند.
 «یعطیه الله براءة من النار»؛
 خداوند بزرگ روزه‌دار واقعی را از آتش جهنم نجات می‌دهد
 «انّ فی الجنة بابا یقال له الریان فاذا کان یوم القیامة قیل أین الصائمون فاذا دخلوا اُغلق فیشربون منه فمن شرب منه لم یظمأ ابدا»؛
 در بهشت دری است که نام آن ریّان است. روز قیامت که فرا می‌رسد گفته می‌شود که کجایند روزه‌داران هنگامی که از این در داخل شدند بسته می‌شود، در آنجا به وسیله نوشیدنی‌های بهشتی از آنها پذیرایی خواهد شد و هر کس از آن بنوشد دیگر تشنه نخواهد شد.
 در جلد 93 بحارلانوار آمده است:
 «الصِّیَامُ جُنَّةٌ، وَحِصْنٌ حَصِیْنٌ مِنَ النَّارِ.»؛ روزه سپر و دژ مستحکمی در برابر آتش جهنم است.
 «... وَالصِّیامُ جُنَّةُ العَبدِ المُؤمِنِ یَومَ القِیامَةِ کَما یَقی أحَدَکُم سِلاحُهُ فِی الدُّنیا...»؛
 همانطوری که اسلحه در دنیا سپر و وسیله دفاع در برابر دشمن است، روزه نیز سپر و وسیله و حافظ انسان مؤمن در روز قیامت از آتش جهنم است.

فضیلت روزه,آثار روزه بر سلامت بدن

 روزه باعث می‌شود روزه‌دار واقعی از گرسنگی و تشنگی روز قیامت در امان بماند

 
 رسول خدا(ص) فرمود:
 «اذا کان یوم القیامه یخرج صوام من قبورهم یعرفون بریح صیامهم، افواهم اطیب من ریح المسلک، یلقون بالمواعد و الاباریق مختمة بالمسک فیقال لهم: کلوا فقد جعتم و اشربوا فقد عطشتم ذروا الناس یستریحوا فقد عییتم اذا استراح الناس، فیأکلون و یشربون و الناس معلقون فی الحساب فی عناء و ظماء»؛
 هنگامی که روز قیامت فرا می‌رسد روزه‌داران از قبرهایشان بیرون می‌آیند در حالی که به خاطر بوی روزه شناخته می‌شوند. بوی دهانشان بهتر از مشک است و با غذاهای خوشمزه بهشتی و ظرف‌های مخصوص که پر از نوشیدنی‌های گوارا است در حالی که دست نخورده، در بسته و در آن ظروف بوی مشک می‌دهد پذیرایی می‌شوند.
 به روزه‌داران واقعی گفته می‌شود از این غذاهای لذیذ و نوشیدنی‌های بهشتی بخورید و بیاشامید. زیرا شما در اثر روزه دنیا گرسنگی و تشنگی را (به خاطر رضای خدای سبحان) تحمل نموده‌اید.
 کسانی که اهل روزه و نماز نبودند رهایشان سازید زیرا آن زمانی که شما سختی‌ها و مشکلات را (به خاطر خشنودی خداوند) تحمل می‌کردید آنها در دنیا دنبال استراحت زودگذر بودند پس شما هم به خاطر عمل صالح در دنیا از نعمت‌های دائمی بهشت بخورید و بیاشامید.
 در آن هنگامی که روزه‌داران در ناز و نعمت و از لذات بهشتی استفاده می‌کنند، روزه‌خواران و بی‌نمازها سرگردان و متحیرند و از سختی و تشنگی آن روز زجر می‌کشند و منتظر حسابرسی هستند.
 امام صادق(ع) فرمود:
 للصائم فرحتان فرحه عند افطاره و فرحة عند لقاءریه عزوجل
 در دو موقع برای روزه‌دار شادابی و سرور است؛ یکی سرور در وقت افطار و سرور دیگر در روز قیامت در محضر پروردگار بزرگش است.
منبع:Farhangnews.ir

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۴ ، ۱۱:۵۶
امین جوانمرد

مبادا که شیطان شما را از راه خدا  و تقوا و ایمان و اخلاق انسانى باز دارد

 

 از صدا و لرزش گوشی از خواب بیدار می شویم؛
اگر می خواهی خبر خوشی برایت برسد این پیغام را به 10 نفر ارسال کن ، کوتاهی نکن!


این روزها دریافت و ارسال پیامک هایی در شبکه های اجتماعی اعم از واتس آپ ، وایبر ، لاین ، تانگو  و... حاوی متن های مذهبی که در آن به دریافت کننده می گویند اگر این پیام را برای هر کسی که می شناسی نفرستی به فلان بلا دچار می شوی و عاقبت خوبی نخواهی داشت، یا در متن پیامک ادعا می کنند اگر این پیامک برای چند نفر دیگر فرستاده شود ، فرستنده هر حاجتی داشته باشد حاجت روا می شود، باب شده است که البته در این ماه مبارک به دلیل اینکه مردم در حال و هوای دعا و درخواست حاجت و نیاز هستند ، بیشتر دیده می شود .
آیا متن ‌های این گونه پیامک ‌ها توجیه دینی و مذهبی دارند؟
به نظر بی اساس بودن این پیامک ها در حدی هستند که ارزش فکر کردن هم ندارند چه رسد به عمل کردن به آن ها ...


این پیامک ها شکل مدرنی است از یک فکر خرافی که در گذشته به شکل و متد قدیمی تری به خورد مردم داده می شد ، که البته گاهاً باز هم در اماکن مذهبی چون مساجد ، امام زاده های مختلف و یا حتی متأسفانه در حرم معصومین علیهم السلام چون حرم امام رضا علیه السلام مخصوصاً در بین خانم ها هوز هم رواج دارد ...
بسته هایی حاوی شکلات، نبات، نقل، چای، نمک و... و تکه ای کاغذ در آن که روی آن نوشته : اگر شکلات یا ... داخل بسته را بخورید حاجتتان برآورده می شود و اگر برآورده شد تا انقدر سال یا ماه یا روز از سال از این بسته به همین تعداد درست کنید و بین مردم پخش کنید.


یا حتی دیده شده پشت مفاتیح و ادعیه دعا سخنانی را می نویسند که اگر این جمله را چند بار بنویسید حاجت روا می شوید و ...
خلاصه مشابه این کارها متأسفانه امروزه کم نیستند ؛ چه به شکل متد قدیمی و چه شکل مدرن و امروزی اش!


به نظر می رسد همه ی این ها متد شکیل شده و کادو پیچ شده ای است از کارها و افکار شیطانی که آدمی را از آن باور ها و اعتقادات اصیل و درست خود جدا کند.
عده ای فکر می کنند که دزدی کردن یعنی اینکه یواشکی چیزی از کسی بر داریم ، یا از خانه طرف بالا رویم ...


به واقع این نوع کارها هم به نوعی دزدی است ، دزدی کردن از ایمان و اعتقادات مردم ...
تفاوتش در این است که این دزدی ها از فقدان علم و آگاهی و جهل مردم ناشی می شود و معنویت و روح مردم را به غارت می برد، بر خلاف دزدی های دیگر که از دارایی های مادی است ...


و چه زیبا قرآن کریم می فرماید : وَلَا یَصُدَّنَّکُمُ الشَّیْطَانُ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ (62 ، زخرف)
مبادا که شیطان شما را از راه خدا و گام سپردن جدّى در راه عدالت و تقوا و ایمان و اخلاق انسانى باز دارد و با وسوسه‏ ها  و دمدمه‏ هایش شما را از دین باورى و دیندارى درست دور سازد.


بدانید که شیطان دشمن آشکار شماست و به خاطر کینه و دشمنى بى حد و مرزى که با شما دارد شما را به سوى زشتکارى‏ ها و بیداد گرى‏ ها وسوسه مى‏ کند و مى ‏کوشد تا شما را به هلاکت و تباهى سوق دهد.


به واقع شیطان کارش را خوب بلد است ؛ در هر دوره ای از روش ها و ابزار همان دوره استفاده می کند.


باید خیلی مراقب باشیم که فریبمان ندهد ....
متأسفانه عده ای از ما مردم هم به جای آنکه جهل و نادانی خود را با اهلش غنی کنیم ؛ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لاتَعْلَمُونَ (43، نحل)


به جای اینکه دین و مسائل زندگی خود و باور های خود را با حجت های خدا ، انبیاء و ائمه علیهم السلام ، کتاب خداوند و قرآن غنی کنیم ، دینمان را از زبان مردم جاهل دریافت می کنیم و گاهاً هم به آنها اعتقاد پیدا می کنیم و باعث می شود این گونه حرف ‌ها پخش شود.
وقتی به این اعتقادات خرافی و کذایی عمل می کنیم و به نتیجه نمی رسیم از پایه و ریشه اعتقاداتمان ریزش می کند و اصل دین و اسلام را زیر سؤال می بریم و آن را انکار می کنیم.
متأسفانه خرافات در حال حاضر در جامعه کم نیست و از این موضوع ضربه‌ های بسیاری خورده ایم.
خیلی حرف‌ ها و عقاید پخش شده اند که در دین نیستند ، اما آنها را به پای دین می نویسند ، مراقب باشیم که فریب نخوریم ...
حتماً شما هم با این گونه خرافات برخورد داشته اید و از این گونه پیامک ها دریافت کرده اید ... با آنها چگونه برخورد کرده اید؟؟
منبع:tebyan.net

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۴ ، ۱۱:۵۴
امین جوانمرد

ماه رمضان ماه تضرع و استغاثه و دعا و نیایش به درگاه پروردگار عالمیان است

 

ماه مبارک رمضان، ماه ضیافت الهی، ماه تنزیل قرآن و ریزش باران وحی و وزش نسیم مهر خداوند یک بار دیگر با آمدنش دل‌های عاشق و خسته را غرق شادی و شعف کرد. خداوند بزرگ، در این ماه با فراخوانی بندگان خویش بر خوان گسترده‌اش هیچ لطف و عنایتی را از آنان دریغ نفرموده و تمام برکات را در دسترس آنان قرار داده است. در این ماه مبارک، درهای بهشت، باز؛ و درهای جهنم، بسته شده است و شیاطین در زنجیرند و این الطاف، زمینه توجه بندگان را به ذات اقدس الهی فراهم و جان تشنه آنان را مهیای دریافت پیام‌های هدایت و سعادت کرده است.


ماه مبارک رمضان، ماه توبه و بازگشت به خداوند رئوف و غفور و ماه تضرع و استغاثه و دعا و نیایش به درگاه پروردگار عالمیان است؛ ماهی که به فرموده پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله، دعای شما در این ماه مستجاب است. (١) و از دعاهای این ماه دعا برای تعجیل در ظهور است.
دعای زیبای ظهور در ماه مهمانی خدا
یکی از دعاهای ماه مبارک رمضان، "دعای افتتاح" (٢) است که به خواندن آن در شبهای این ماه، توصیه شده است و اگرچه ادعیه‌ی مربوط به این ماه زیاد است، ولی بزرگانی مانند میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، برای این دعا و دعای سحر و دعای ابوحمزه، اهمیت بیشتری قائل شده و آن‌ها را ممتاز دانسته‌اند.


از ویژگی‌های دعای افتتاح آن است که دعاکننده را هر شب، متوجّه حضرت ولی عصر علیه السلام و "دولت کریمه" ایشان می‌کند و شوق لقای آن دولت را در دل او زنده می‌دارد. بخش پایانی این دعا، به شکل نسبتاً گسترده ای، هم خصال آن حضرت را بازگو می کند: "العدل المنتظر" و هم خصال دولت آن حضرت را بر می‌شمارد: "تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلامَ وَ أَهْلَهُ وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَ أَهْلَهُ"،(٣) و بالاخره شیعه‌ای که حِرمان دوره‌ی غیبت را تحمّل می‌کند، در پایان دعای خود، رنجهای این دوره را با زبان شِکوه با خداوند نجوی می‌کند: "اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکُو إِلَیْکَ..."


و از حضرت حق می‌خواهد که با ظهور حضرت، این دوره‌ها پایان پذیرد: "اللَّهُمَّ الْمُمْ بِهِ شَعَثَنَا وَ اشْعَبْ بِهِ صَدْعَنَا وَ ارْتُقْ بِهِ فَتْقَنَا وَ کَثِّرْ بِهِ قِلَّتَنَا وَ..." (٤)
منتظر واقعی باید به دو نکته توجه داشته باشد: یکی آن که در دل باید به یاد حضرت بوده و آرزوی درک دولت او را داشته باشد، و دیگر آن که در عمل باید به وظایف و تکالیف خود عمل نموده و ذره‌ای از احکام شرعی تخلّف نکند
دعای افتتاح، هر شب دعاکننده را در مرز "غیبت" و "حضور" قرار داده، در حالی که او را از تاریکی‌های عصر غیبت "بیم" می‌دهد تا مبادا به ظلمت "خو" بگیرد، از "یأس" بازداشته، سپیده را به او نشان می‌دهد:"اللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَیْکَ فِی دَوْلَةٍ کَرِیمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلامَ " بارالها! واقعیت آن است که ما مشتاق دولت کریمه آن حضرت هستیم که اسلام و اسلامیان را عزت مند گردانی.

فضیلت دعای افتتاح,ثواب خواندن دعای افتتاح

دعای افتتاح دل ها را به سوی دولت کریمه به پرواز در می‌آورد

 
 چشم به راه دولت کریمه
دعای افتتاح، فضای ذهنی و روحی شخص را از گرفتاری‌ها و نیازهای شخصی اش، فراتر قرار داده و دل او را متوجه "دولت امام" قرار می‌دهد، در این حال، ممکن است شخص، "شوق دیدار" حضرت را هم داشته باشد و آرزوی ملاقات با حضرت را در سر بپروراند، ولی این دیدار، دیدار با شخصیتی است که در "رأس دولت" قرار گرفته و در زمانی است که پرچم فتح را به اهتزار در آورده است و لذا از این سو هم "دیدن من" مطرح نیست، بلکه  منظور دیدار عموم ملّت با امام است: "دیدن ما": "متی ترانا و نراک و قد نشرت لواء النصر تری". (٥)


دعای افتتاح، به ما می‌آموزد که امام را از سطح خواسته‌های شخصی خود، بالا‌تر ببینید، و به امام صرفاً به عنوان شخصیتی که در کوچه پس کوچه‌های درد و رنج، باید سراغ امداد غیبی‌اش را گرفت، نگاه نکنید، بلکه امام، آن شخصیتی است که با دولت کریمه اش، به اسلام در جهان عزّت می‌بخشد: اللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَیْکَ فِی دَوْلَةٍ کَرِیمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلامَ.
 آرزوی منتظران
منتظران حضرت ولی عصر علیه السلام، چشم به راهند تا در عصر ظهور، تحوّلات وسیع و عمیق اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی، رخ دهد، به گونه‌ای که نه فقط پایه و اساس ظلم و ستم، ویران گردد، بلکه حتّی موارد نادر و معدود ظلم و تعدّی هم اتّفاق نیفتد، و بالاخره "هیچ اثری" از ظلم دیده نشود!"لا یری اثر من الظلم" (6)


منتظران چشم به راه جامعه ای‌اند که در آن خونریزی وجود ندارد، و امنیت و آسایش چندان فراگیر می‌شود که حتّی مزاحم "خواب" کسی هم نمی‌شوند: "لایوقظ نائماً ولایهریق دماً" (7)  مفاسد فرهنگی و اقتصادی از قبیل میگساری، زنا و ربا ریشه کن شده، و مردم با رغبت و از روی اشتیاق به بندگی خدا روی می‌آورند، در آن جامعه راستی و راستگوئی فراگیر می‌شود، نه دروغی دیده می شود و نه دروغی شنیده می‌شود، از این رو، به شکل رسمی یا غیر رسمی، هیچ کس سخن دیگری را "تکذیب" نمی‌کند، تا چه رسد به آنکه دروغ، نردبان رشد و ترقّی باشد:"یمحیق ‌الله الکذب" (٨) و پایه و اساس این تحوّلات فرهنگی و اجتماعی و سیاسی، تحوّلی است که در دولت رخ می‌دهد، از این رو همه چیز با "تأسیس دولت کریمه" آغاز می‌شود.
دعای افتتاح، به ما می‌آموزد که امام را از سطح خواسته‌های شخصی خود، بالا‌تر ببینید، و به امام صرفاً به عنوان شخصیتی که در کوچه پس کوچه‌های درد و رنج، باید سراغ امداد غیبی‌اش را گرفت، نگاه نکنید، بلکه امام، آن شخصیتی است که با دولت کریمه اش، به اسلام در جهان عزّت می‌بخشد
بنابراین شایسته است در این ماه با عظمت از دعا غافل نبوده و طبق سفارش بزرگان هر شب مداومت به خواندن این دعا نموده و قلباً از پروردگار ظهور حضرت را خواستار شویم.
 دو نکته طلایی
دعای افتتاح دل ها را به سوی دولت کریمه به پرواز در می‌آورد، و آمال و اندیشه‌های ما را به سمت آن هدایت می‌کند، ولی از این که برای آن "دولت"، چه "اقدامی" باید انجام دهیم، سخنی نمی‌گوید، و تکلیفی برایمان بیان نمی‌کند،اما مسلم است که ما باید در مسیر اطاعت ائمه علیهم السلام حرکت کنیم و از نافرمانی نسبت به آن‌ها پرهیز کنیم و هر روز صبح با حضرت پیمان ببندیم که از یاران حضرت بوده و مطیع فرمان او باشیم.
به طور کل منتظر واقعی باید به دو نکته توجه داشته باشد: یکی آن که در دل باید به یاد حضرت بوده و آرزوی درک دولت او را داشته باشد، و دیگر آن که در عمل باید به وظایف و تکالیف خود عمل نموده و ذره‌ای از احکام شرعی تخلّف نکند.


به امید ظهور و بر پایی دولت کریمه اش.
منبع:tebyan.net

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۴ ، ۱۱:۵۳
امین جوانمرد

پیامبر اسلام (ص) از دیدگاه امام صادق(ع)
در طول تاریخ بشریت کم تر انسانى وجود دارد که مانند پیامبر اسلام تمام خصوصیات زندگى اش به طور واضح و روشن بیان و ثبت شده باشد.
خداوند متعال در قرآن کریم ـ کتابى که خود حافظ اوست(1) و بدون هیچ تغییرى تا قیامت باقى است ـ با زیباترین عبارات و کامل ترین بیانات, آن حضرت را معرفى نموده و با عالى ترین صفات ستوده است.خداوند متعال مى فرماید: (انک لعلى خلق عظیم); (2) اى پیامبر! تو بر اخلاقى عظیم استوار هستى.
نیز مى فرماید: (محمد رسول الله و الذین معه اشداو على الکفار رحمإ بینهم. ) (3) محمد( ص) فرستاده خداست و کسانى که با او هستند در برابر کفار سر سخت و در میان خود مهربانند.
محققان، تاریخ نویسان و دانشمندان در ابعاد گوناگون زندگى حضرت محمد(ص) سخن گفته اند. اما ائمه (علیهم السلام) با نگاهى ژرف و دقیق سیماى آن شخصیت بى نظیر و دریکتاى عالم خلقت را به تماشا نشسته, به معرفى زندگى, مبارزات و آموزه هاى آن حضرت پرداختند. دراین نوشتار برآنیم تا گوشه هایى از زندگى و شخصیت حضرت محمد(ص) رااز نگاه امام صادق( علیه السلام ) به تماشا بنشینیم.


تولد نور
امام صادق(علیه السلام) به نقل از سلمان فارسى فرمود: پیامبر اکرم(ص) فرمود: خداوند متعال مرا از درخشندگى نور خودش آفرید (4)
نیز امام صادق(علیه السلام) فرمود: خداوند متعال خطاب به رسول اکرم(ص) فرمود: (اى محمد! قبل از این که آسمان ها, زمین, عرش و دریا را خلق کنم. نور تو و على را آفریدم...)(5)
ثقه الاسلام کلینى(ره ) مى نویسد: امام صادق(علیه السلام) فرمود: (هنگام ولادت حضرت رسول اکرم(ص) فاطمه بنت اسد نزد آمنه( مادر گرامى پیامبر) بود. یکى از آن دوبه دیگرى گفت: آیا مى بینى آنچه را من مى بینم؟
دیگرى گفت: چه مى بینى؟
او گفت: این نور ساطع که ما بین مشرق و مغرب را فرا گرفته است!
در همین حال, ابوطالب(علیه السلام) وارد شد و به آن ها گفت: چرا در شگفتید؟ فاطمه بنت اسد ماجرا را به او گفت.
ابوطالب به او گفت: مى خواهى بشارتى به تو بدهم؟
او گفت: آرى.
ابو طالب گفت: از تو فرزندى به وجود خواهد آمد که وصى این نوزاد خواهد بود (6)


نامهاى پیامبر
کلبى, از نسب شناسان بزرگ عرب مى گوید: امام صادق(علیه السلام) از من پرسید: در قرآن چند نام از نام هاى پیامبر خاتم(ص) ذکر شده است؟
گفتم: دو یا سه نام.
امام صادق(علیه السلام) فرمود: ده نام از نام هاى پیامبر اکرم در قرآن آمده است: محمد , احمد ,عبدالله , طه , یس , نون , مزمل, مدثر, رسول و ذکر.
سپس آن حضرت براى هر اسمى آیه اى تلاوت فرمود. نیز فرمود: (ذکر) یکى از نام هاى محمد(ص) است وما (اهل بیت) (اهل ذکر) هستیم. کلبى! هر چه مى خواهى از ما سوال کن. کلبى مى گوید: (از ابهت صادق آل محمد(ص) به خدا سوگند! تمام قرآن را فراموش کردم و یک حرف به یادم نیامد تا سوال کنم. (7)
برخى چهارصد نام و لقب پیامبر(ص) که در قرآن آمده است, را بر شمرده اند. (8)


عظمت نام محمد (ص)
جلوه نام محمد(ص ) براى امام صادق( علیه السلام) به گونه اى بود که هر گاه نام مبارک حضرت محمد( ص ) به میان مى آمد،عظمت و کمال رسول خدا(ص ) چنان در وى تإثیر مى گذاشت، که رنگ چهره اش گاهى سبز و گاهى زرد مى شد به طورى که آن حضرت در آن حال, براى دوستان نیز نا آشنا مى نمود.(9) امام صادق(علیه السلام) گاهى بعد از شنیدن نام پیامبر(ص) مى فرمود: جانم به فدایش.
اباهارون مى گوید: روزى به حضور امام صادق(علیه السلام) شرفیاب شدم. آن حضرت فرمود: اباهارون! چند روزى است که تو را ندیده ام.
عرض کردم: خداوند متعال به من پسرى عطا فرمود.
آن حضرت فرمود: خدا او را براى تو مبارک گرداند چه نامى براى او انتخاب کرده اى؟
گفتم: او را محمد نامیده ام.


امام صادق( علیه السلام) تا نام محمد را شنید( به احترام آن حضرت) صورت مبارکش رابه طرف زمین خم کرد ,نزدیک بود گونه هاى مبارکش به زمین بخورد. آن حضرت زیرلب گفت: محمد, محمد, محمد. سپس فرمود: جان خودم، فرزندانم، پدرم و جمیع اهل زمین فداى رسول خدا(ص) باد! و باز فرمود او را دشنام مده! کتک نزن! بدى به او نرسان! بدان! در روى زمین خانه اى نیست که در آن نام محمد وجود داشته باشد، مگر این که آن خانه در تمام ایام مبارک خواهد بود. (10)

 

زندگینامه حضرت محمد(ص),پیامبر اسلام (ص),ویژگیهای حضرت محمد(ص)

امام صادق (ع) فرمود: خدا هیچ مخلوقى را بهتر از محمد(ص) نیافرید

 
سیماى محمد(ص)
امام جعفر صادق( علیه السلام ) فرمود: امام حسن( علیه السلام ) از دائی اش (هند بن ابى هاله) (11) که در توصیف چهره پیامبر(ص) مهارت داشت, در خواست نمود تا سیماى دل آراى خاتم پیامبران (ص) را براى وى توصیف نماید.


هند بن ابى هاله در پاسخ گفت: ( رسول خدا ( ص) در دیده ها با عظمت مى نمود, در سینه ها مهابتش وجود داشت . قامتش رسا ,مویش نه پیچیده ونه افتاده , رنگش سفید و روشن , پیشانیش گشاده , ابروانش پرمو وکمانى و ازهم گشاده , در وسط بینى برآمدگى داشت. ریشش انبوه, سیاهى چشمش شدید, گونه هایش نرم و کم گوشت.

 

دندان هایش باریک و اندامش معتدل بود. آن حضرت هنگام راه رفتن با وقار حرکت مى کرد. وقتى به چیزى توجه مى کرد به طور عمیق به آن مى نگریست. به مردم خیره نمى شد, به هر کس مى رسید سلام مى کرد, همواره هادى و راهنماى مردم بود. براى از دست دادن امور دنیایى خشمگین نمى شد. براى خدا چنان غضب مى نمود که کسى او را نمى شناخت. اکثر خندیدن آن حضرت تبسم بود.
برترین مردم نزد وى کسى بود که, بیشتر مواسات و احسان و یارى مردم نماید...) (12)


اوصاف پیامبر در تورات و انجیل
خداوند متعال در وصف پیامبر(ص) فرمود: (الذین ءاتینهم الکتب یعرفونه کما یعرفون ابنإهم و ان فریقا منهم لیکتمون الحق و هم یعلمون) (14) کسانى که کتاب آسمانى به آنان دادیم, او را همچون فرزندان خود مى شناسند; (ولى) جمعى از آنان, حق را آگاهانه کتمان مى کنند.


امام صادق(علیه السلام) فرمود: (یعرفونه کما یعرفون ابنائهم) زیرا خداوند متعال در تورات و انجیل و زبور , حضرت محمد( ص), مبعث, مهاجرت, و اصحابش را چنین توصیف نمود:(محمد رسول الله و الذین معه اشداء على الکفار رحماءبینهم...) محمد ( ص ) فرستاده خداست ؛ و کسانی که با او هستند دربرابر کفار سرسخت و شدید و در میان خود مهربانند. پیوسته آنها را در حال رکوع و سجود مى بینى , در حالى که همواره فضل خدا و رضاى او را طلبند. نشانه آن ها در صورتشان از اثر سجده نمایان است. این, توصیف آنان در تورات و توصیف آنان در انجیل است... .(15)


امام صادق(علیه السلام) فرمود: این, صفت رسول خدا(ص) و اصحابش در تورات و انجیل است. زمانى که خداوند پیامبر خاتم(ص) را به رسالت مبعوث نمود اهل کتاب ( یهود و نصارى) او را شناختند اما نسبت به او کفر ورزیدند, همان گونه که خداوند متعال فرمود:( فلما جاءهم ما عرجوا کفروا به) (16) هنگامى که این پیامبر نزد آن ها آمد که (از قبل) او را شناخته بودند, به اوکافر شدند. (17)


خداوند متعال در قرآن کریم در وصف پیامبر(ص) مى فرماید: ( و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین) (18) ما تو را جز براى رحمت جهانیان نفرستادیم. و در جای دیگر نیز مى فرماید:اشدإ على الکفار رحماء بینهم...) در برابر کفار سرسخت و شدید و در میان خود مهربانند. این دو چگونه با هم جمع مى شوند؟


توجه به این آیه براى طرفدارى اندیشه تسامح و تساهل ضرورى است. آیا ممکن است کامل ترین انسان که با کامل ترین کتاب آسمانى براى هدایت تمام جهانیان مبعوث گردیده است در مقابل دشمنان دین هیچ عکس العملى جز مهربانى نداشته باشد؟! براى اداره جامعه دینى و بقاى آن باید در مقابل دشمنان دین ایستاد شدت عمل نسبت به کافران ومبارزه با آن ها براى از بین بردن موانع هدایت عین رحمت است.

 

برترین مخلوق
حسین بن عبدالله مى گوید: به امام صادق(علیه السلام) عرض کردم: آیا رسول خدا(ص) سرور فرزندان آدم بود؟
آن حضرت فرمود: قسم به خدا، او سرور همه مخلوقات خداوند بود. خدا هیچ مخلوقى را بهتر از محمد(ص) نیافرید. (19)
امام صادق(علیه السلام) در حدیث دیگرى فرمود: چون رسول خدا(ص) را به معراج بردند جبرئیل تا مکانى با وى همراه بود واز آن به بعد او راهمراهى نمى کرد. پیامبر(ص) فرمود: جبرئیل در چنین حالى مرا تنها مى گذارى؟! جبرئیل گفت : تو برو . سوگند به خدا در جایى قدم گذاشته اى که هیچ بشرى قدم نگذاشته و بیش از تو بشرى به آن جا راه نیافته است.(20)

 

معمر بن راشد مى گوید: از امام صادق(علیه السلام) شنیدم که فرمود: یک نفر یهودى خدمت رسول خدا(ص) رسید و به دقت او را نگریست.
پیامبر اکرم(ص) فرمود: اى یهودى! چه حاجتى دارى؟ یهودى گفت: آیا تو برترى یا موسى بن عمران; آن پیامبرى که خدا با او تکلم کرد و تورات و انجیل را بر او نازل نمود و به وسیله عصایش دریا را براى او شکافت و به وسیله ابر بر او سایه افکند؟


پیامبر(ص) فرمود: خوش آیند نیست که بنده خود ستایى کند ولکن (در جوابت) مى گویم که حضرت آدم( علیه السلام) وقتى خواست از خطاى خود توبه کند, گفت:
(اللهم انى اسالک بحق محمد و آل محمد لما غفرت لى) خدایا! به حق محمد و آل محمد از تو مى خواهم که مرا عفو نمایى. خداوند نیز توبه اش را پذیرفت. حضرت نوح(علیه السلام) وقتى از غرق شدن در دریا ترسید گفت: ( اللهم انى اسالک بحق محمد و آل محمد لما انجیتنى من الغرق) ; خدایا به حق محمد و آل محمد از تو در خواست مى کنم. مرا ازغرق شدن نجات بدهى. خداوند نیز او را نجات داد.

 

حضرت ابراهیم(علیه السلام) در داخل آتش گفت: (اللهم انى اسالک بحق محمد وآل محمد لما انجیتنى منها); خدایا! به حق محمد وآل محمد از تومى خواهم که مرا از آتش نجات دهى. خداوند نیز آتش را براى او سرد و گوارا نمود. حضرت موسى(علیه السلام) وقتى عصایش را به زمین انداخت و در خود احساس ترس نمود گفت: (اللهم انى اسالک بحق محمد و آل محمد لما امنتنى); خدایا! به حق محمد و آل محمد از تو در خواست مى نمایم که مرا ایمن گردانى. خداوند متعال به او فرمود:(لاتخف انک انت الاعلى) (21) نترس. مسلما تو برترى.


اى یهودى, اگر موسى(علیه السلام) امروز حضور داشت و مرا درک مى کرد و به من و نبوت من ایمان نمى آورد. ایمان و نبوتش هیچ نفعى به حال او نداشت. اى یهودى! از ذریه من شخصى ظهور خواهد کرد به نام مهدى( علیه السلام) که زمان خروجش عیسى بن مریم براى یارى او فرود مى آید و پشت سر او نماز مى خواند. (22)

 

پیامبر اسلام (ص),ویژگیهای حضرت محمد(ص),حضرت محمد(ص)

پیامبر(ص) فرمود: دنیا خانه کسى است که خانه (واقعى) ندارد

 

سیاستمدارى پیامبر(ص)
درعرف جهانی امروز( سیاست ) را به معنای نیرنگ و دروغ برای کسب قدرت و سلطه بر مردم تعریف می کنند، اما (سیاست) در لغت به معناى (اداره کردن امور مملکت و حکومت کردن است). خداوند متعال پیامبر خاتم ( ص) جانشینان بر حق او ائمه معصومین (علیهم السلام) را از بهترین سیاستمداران شمرده است در زیارت جامعه , در وصف ائمه (علیهم السلام) که پرورش یافتگان مکتب نبوتند, آمده است: (وساسه العباد).


فضیل بن یسار مى گوید: از امام صادق(علیه السلام) شنیدم که به بعضى از اصحاب قیس ماصر فرمود: خداوند ـ عزوجل ـ پیغمبرش را تربیت کرد و نیکو تربیت فرمود. چون تربیت او را تکمیل نمود, فرمود: ( انک لعلى خلق عظیم); تو بر اخلاق عظیمى استوارى. سپس امر دین و امت را به او واگذار نمود تا سیاست و اداره بندگانش را به عهده بگیرد, سپس فرمود: (ما اتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا) (23) آنچه را رسول خدا براى شما آورد، بگیرید،( و اجرا کنید) و از آنچه نهى کرد، خود دارى نمایید.

رسول خدا(ص) استوار، موفق و موید به روح القدس بود و نسبت به سیاست و تدبیر خلق هیچ گونه لغزش و خطایى نداشت و به آداب خدا تربیت شده بود،... .


زهد و وارستگى
حضرت محمد( ص) هرگز نسبت به دنیا و لذایذ زودگذر آن میلى نشان نداد و به آن توجهى نکرد. آن حضرت براى هدایت مردم و رساندن آن ها به سعادت دنیا و آخرت وارد عرصه سیاست شد.
امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: روزى رسول خدا(ص) در حالى که محزون بود، از منزل خارج شد فرشته اى بر او نازل شد، در حالى که کلید گنج هاى زمین را به همراه داشت. فرشته گفت: اى محمد(ص) این کلیدهاى گنج هاى زمین است. پروردگارت مى فرماید: این کلیدها را بگیر و درگنج هاى زمین را باز کن وآنچه مى خواهى ازآن استفاده نما. بدون این که نزد من ذره اى ازآن ها کم شود.


پیامبر(ص) فرمود: دنیا خانه کسى است که خانه (واقعى) ندارد. کسانى دور آن جمع مى شوند که عقل ندارند.
فرشته گفت: به آن خدایى که تو رابه حق مبعوث نمود! وقتى در آسمان چهارم کلیدها را تحویل مى گرفتم , همین سخن را از فرشته دیگرى شنیدم.


ابن سنان مى گوید: امام صادق(علیه السلام) فرمود: مردى نزد پیامبر( ص) آمد، در حالى که آن حضرت روى حصیرى نشسته بود که زبرى آن بر بدن آن حضرت اثر گذاشته بود و بربالشى از لیف خرما تکیه نموده بود که برگونه هاى گلگونه اش نفوذ کرده بود.آن مرد درحالى که جاهاى اثر کرده را مسح مى نمود گفت: کسرى و قیصر (پادشاهان ایران و روم) هرگز چنین راضى نمى شوند و بر حریر و دیبا مى خوابند و تو ( که سرور مخلوقات خدایى) بر این حصیر!


پیامبر(ص) فرمود: به خدا من از آن ها برتر و گرامى تر هستم. من کجا و دنیا کجا! مثال زودگذر بودن دنیا مثال شخصى است که بر درختى سایه دار عبور مى کند،لحظه هایى از سایه درخت استفاده مى کند و وقتى سایه تمام شد از آن جا کوچ مى کند و درخت را رها مى کند.
هیچ زمینه اى از زندگى پیامبر(ص) نیست مگر این که امام صادق(علیه السلام) در آن زمینه سخنانى با ارزش دارد. به عنوان حسن ختام به ذکر خطبه اى از آن حضرت در توصیف پیامبر(ص) اکتفا مى کنیم.


خطبه امام صادق (علیه السلام) در وصف حضرت محمد ( ص )
بردبارى، وقار و مهربانى خدا سبب شد تا گناهان بزرگ و کارهاى زشت مردم مانع نشود که دوست ترین و شریف ترین پیغمبرانش  یعنى محمد بن عبدالله(ص) را براى مردم بر گزیند.
محمد بن عبدالله(ص) در حریم عزت تولد یافت، در خاندان شرافت اقامت گزید، حسب و نسبش آلوده نگشت، صفاتش را دانشمندان بیان کردند و حکمیان در وصفش اندیشه نمودند، او پاکدامنى بى نظیر، هاشمى نسبى بى مانند و بى مانندى از اهل مکه بود.

 

حیا صفت او بود و سخاوت طبیعتش، بر متانت ها و اخلاق نبوت سرشته شده بود. اوصاف خویشتن دارى هاى رسالت بر او مهر شده بود تا آن گاه که مقدرات و قضا و قدر الهى عمر اورا به پایان رسانید و حکم حتمى پروردگار او را به سرانجامش منتهى ساخت.


هر امتى، امت پس از خود را به آمدنش مژده داد. نسل به نسل از حضرت آدم تا پدر بزرگوارش، عبدالله، هر پدرى او را به پدر دیگر تحویل داد اصل و نسبش به ناپاکى آمیخته نشد و ولادت او با ازدواج نا مشروع پلید نگشت. ولادتش در بهترین طایفه، گرامى ترین نواده (بنى هاشم)، شریف ترین قبیله (فاطمه مخزومیه) و محفوظترین شکم باردار (آمنه دختر وهب) و امانت دارترین دامن بود.


خدا او را برگزید ،پسندید و انتخاب کرد سپس کلیدهاى دانش و سر چشمه هاى حکمت را به او داد. او را مبعوث نمود تا رحمت بر بندگان و بهار جهانیان باشد. خداوند کتابى را بر او نازل کرد، که بیان و توضیح هر چیزى در آن است و آن را به لغت عربى، بدون هیچ انحرافى قرار داد به امید این که مردم پرهیزکار شوند. آن را براى مردم بیان کرد و معارف آن را روشن ساخت و با آن دینش را آشکار ساخت و واجباتى را لازم شمرد و حدودى را براى مردم وضع نمود وبیان کرد.

 

آن ها را براى مردم آشکار نمود و آن ها را آگاه ساخت. آن حضرت در آن امور راهنمایى به سوى نجات و نشانه هاى هدایت به سوى خدا مى باشد. رسول خدا(ص) رسالتش را تبلیغ کرد مإموریتش را آشکار ساخت بارهاى سنگین نبوت را که به عهده گرفته بود به منزل رسانید و به خاطر پرورگارش صبر کرد و در راهش جهاد نمود. با برنامه ها و انگیزه هایى که براى مردم پى ریزى نمود و مناره هایى که نشانه هاى آن را بر افراشت براى امتش خیر خواهى کرد و آن ها را به سوى نجات و رستگارى فرا خواند و به یاد خدا تشویق وبه راه هدایت دلالت کرد تا مردم پس از او گمراه نشوند. آن حضرت نسبت به مردم دلسوز و مهربان بود.

 

پی نوشت ها

-------------------------------------
(1) حجر, آیه 9. (انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون)...(2) قلم, آیه 4....(3) فتح, آیه 29....
(4) مصباح الشریعه, ترجمه زین العابدین کاظمى, ص 126.(خلقنى الله من صفوه نوره. ..)
(5) جلإ العیون. ص 11....(6) همان, ص 36....(7) بحار الانوار, ج 16, ص101....(8) مناقب, ج 1, ص 150.


(9) سفینه البحار, ج 1, ص 433....(10) بحار الانوار, ج 17, ص 30,...(11) هند بن ابى هاله, فرزند حضرت خدیجه(س) از شوهر قبلى اش بود که در خانه پیامبر اسلام رشد و نمو نمود.
(12) بحار الانوار, ج 16, ص 148 ـ 147.

(13) کلیات سعدى, فصل طیبات, ص 533 ـ 532....(14) بقره, آیه 146....(15) فتح, آیه 29....
(16) بقره, آیه 89....(17) تفسیر نور الثقلین, ج 1, ص 138 و ج 5, ص 77....(18) انبیإ, آیه 107.

(19) اصول کافى, ترجمه سید جواد مصطفوى, ج 2, ص 325....(20) همان, ص 321....(21) طه, آیه 68....(22) بحار الانوار, ج 16, ص 366. به نقل از جامع الاخبار, ص 8 ـ 9.
(23) حشر, آیه 7.

منبع : aviny.com

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۴ ، ۱۱:۵۱
امین جوانمرد

مترجم سایت

پشتیبانی

ابزار هدایت به بالای صفحه